گودال
دوباره جنگ بر گشته بود و شهر ها پر از صدای انفجار شده بودند . همه در حال فرار بودند و هر کس دنبال پناهگاهی برای خودش می گشت .
دو مرد بعد از بمباران در گودالی تنوری شکل قایم شده اند و بر روی ان در پوشی فلزی گذاشتند . صدای سربازانی که بالای گودال راه می رفتند شنیده می شد. صدای پوتین ها کم کم دور شد و صدای ارام دخترکی که کمک می خواست شروع شد .
- گوش کن
= چی؟
- می گم گوش کن ، صدا رو می شنوی؟
= نه ؛ چه صدایی؟
- صدای یه دختر ؛ انگار کمک می خواد
= اما هیچ صدایی نمی یاد
- تو این زجه ها رو نمی شنوی؟!
= تو داری دیوونه می شی . هیچ صدایی نمی یاد . بعد از اون همه انفجار تازه چند ساعتیه همه جا اروم شده .
- من دارم دیوونه می شم یا تو خودت رو داری گول می زنی؟ تو صدایی نمی شنوی چون دوست نداری بشنوی
= اره من دوست ندارم بشنوم . چون زندگیم رو دوست دارم . نمی خوام به خاطر هیچ کس یا هیچ چیز اونواز دست بدم .
- اما من اینو نمی خوام . گوش کن چه ناله ای می کنه
= به من هیچ ربطی نداره . اونم اگه زرنگ بود یه گودال واسه خودش پیدا می کرد و خودش رو می چپوند توش .. این دنیا ، دنیای ادم های زرنگ نه ضعیف و مظلوم .
- من نمی تونم اینجا بی تفاوت بشینم . می رم نجاتش بدم
= تو حق نداری
- این دیگه به تو ربطی نداره
= چرا داره ؛ اگه در پوش رو از گودال برداری ممکنه اینجا لو بره . تازه معلوم نیست اون بالا چه خبر باشه
- تو خیلی بی رحمی . اگه جای اون خواهرت ب...
= خفه شو
- چیه؟ حتی فکر کردن بهش تو رو اذیت می کنه
= حالا که خواهرم نیست . بقیشم دیگه برام مهم نیست . بهتر دست از حماقت برداری .
- اره من احمقم ولی ادمم مثل تو ...
= اِ ... تو ادمی! اون موقع که واسه یه قرون سر این و اون رو کلاه می گذاشتی از رو انسان دوستیت بود
- اون فرق می کرد
= چه فرقی؟
- فرق می کرد ... فرق می کرد
= اره فرق می کرد چون اونموقع غیرتت رو تو خونه جا گذاشته بودی
- من اونموقع احتیاج به پول داشتم . می فهمی ؟! مجبور بودم که اینکار رو بکنم
= تو احتیاج به پول داشتی تا راحت تر زندگی کنی . الانم باید تو گودال بمونی تا زندگی کنی . یادته وقته اون اقا که سرش رو کلاه گذاشتی خودکشی کرد تو به من چی گفتی؟.... هان یادته؟.... گفتی این دنیا مال ادم های زرنگ نه ادم های ضعیف و مظلوم . دیگه حوصله بحث با تو ندارم اگه می خوای بری ، برو .
- گوش کن صدا قطع شد
= مطمئنی؟
- اره مطمئنم . مگه تو صدایی می شنوی ؟
= نه .من از اولم صدایی نمی شنیدم
- من خوابم می اد
= منم همینطور
انها چشمانشان را بستند و دستانشان را محکم به گوشهایشان فشار دادند و صدای دخترک بلند و بلندتر شد تا اینکه در یک لحظه در صدای انفجاری گم شد
پایان
ایلیا خدابخش