می پیچد
می پیچد
صدای گریه در سکوت شعرهایم می پیچد
شروع که می کنم قلم به دور دستهایم می پیچد
پر می شوم از غم و اندوه و کمی حسرت
صدای الرحمان در بند بند شعرهایم می پیچد
صد در صد توطئه ای در کار است و گرنه چرا؟ً
همیشه در مصرع چهار پای کلمه هایم می پیچد
دوباره من به زمین و زمان مشکوکم
یک بوی عجیب میان حرفهایم می پیچد
شاید به خاطر اینکه امروز فهمیدم
پدر غذا میان دست نوشته هایم می پیچد
نمی دانم چرا ولی هر چی سعی می کنم
به راست می نگرم وبه چپ پاهایم می پیچد
ایلیا خدابخش

