دنیا
دنیا
دوباره باز صدای بمب ، خودکشی ماهی تو تنگ
گم شدن یه ردپا ، تو دنیای سیاه گنگ
صدای گریه فقیر ، دیدن سریال ، دل سیر
خبر داری که مرده باز ، همسایه فقیر پیر
یه زن یه بچه روی پشت ، هزار تا ادم ، دستا مشت
می گه که اون کف بین و می دونه کی ادمو کشت
گوش های بسته با دو دست ، التماس اون پسرک
می گه که گل نمی خره ، اون بچه چی؟ ، خوب به درک
می خوره اون یه تیکه نون ، با طعم سیلی ، دل خون
تو رستوران نشستی و خبر نداری تو از اون
تو پارک رو نیمکت می شینی ، تا گم بشی تویه سکوت
می یاد کنارت می شینه ، مواد می خوای ، ارزون و مفت
دوباره باز صدای بمب ، خودکشی ماهی تو تنگ
گم شدن یه ردپا ، تو دنیای سیاه گنگ
صدای گریه فقیر ، دیدن سریال ، دل سیر
خبر داری که مرده باز ، همسایه فقیر پیر
شعر : ایلیا خدابخش
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۸۷ ساعت 17:24 توسط ایلیا خدابخش
|